أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
492
قانون ( فارسى )
ذات الجنب انار را منع مىكنند . و به عقيدهء من انار شيرين بد نيست . گاهى برخى از اين داروها را مىپزند و براى معالجهء حالت نفس كشيدن به كار مىبرند كه نفس آسانتر برآيد و اين داروها عبارتند از : جو پوستكنده ، عناب ، سپستان ، بنفشهء پروريده ، بزر خشخاش ، شربت بنفشه ، شربت نيلوفر . شربت بنفشه و شربت نيلوفر هر دو از گلاب قند بهترند . جالينوس فرمايد : « در مرحلهء نخستين بيمارى بهتر آن است بيمار از شربت خشخاش - كه انواع دارد - بنوشد كه شربت خشخاش سه فايده دارد : 1 - ماده را بازمىدارد . 2 - ورم را پخته گرداند . 3 - خوابآور است . » و من مىگويم آرى شربتهاى خشخاش خوبند به شرطى كه نياز زياد به رفع بىخوابى كشيدن بيمار باشد . اگر اين هم نباشد ممكن است خشخاش سبب برهم چسبيدن ماده گردد و از بيرون آمدن با تف سرپيچى كند مگر اينكه شكرى را كه با شربت خشخاش قاطى مىكنند زبان خشخاش را خنثى نمايد . اگر نياز به استعمال خشخاش باشد پندارم كه شربت از بزر خشخاش بهتر از شربت از پوستهء خشخاش است . بايد كوشش كرد كه مادهء بند آمده را با تف كردن بيرون دهى ، رژيم غذايى براى بيمار تعيين كن ! غذا نبايد زياد از اندازهء لازم باشد . بيمار بايد غذاى لطيف بخورد . در ترتيب دادن رژيم غذايى ، شدت بيمارى ، سبكى بيمارى ، روىآورهاى بيمارى را در نظر داشته باش ! اگر حالت بيمارى از درد و ساير روىآورها آرام و سبك و دور از دشوارى است ، آب جو پوست كندهء بسيار جوشيده بخورد و اگر آن را شيرين كنى با شكر يا عسل شيرين كن ! اگر حالش پريشان است تنها آب جو كافى است بدون شيرين كردن ، تا سرحال مىآيد و به ويژه آب جو براى تف كردنى ماده ملايم است ، اگر آب جو زياد بخورد مىبينى كه مادهء بيرون انداختنى از راه دهان فزونى يافته و اگر خواستى بيمار نيرو از سر گيرد ، باز از آب جو پوستكنده تغذيه كند كه تقويتكننده است . و اگر مادهء همراه تفكردنى بند آمد ، غذا را لطيفتر گردان و تا مىتوانى فقط آب جو يا شربتهاى ديگر به وى بده كه تأثير آب جو داشته باشند . اگر در اثناى بيمارى ذات الجنب بيمار به اسهال مبتلا شد ، ببين اگر قبلا بيمار ذبحهء سينه داشته است و ذبحه به ذات الجنب تبديل شده است ، فكر رگ زدن و نرم كردن شكم را از سر بهدر كن ! علاج تنها آن است كه از قاوت جو تغذيه نمايد . اگر چگونگى حالت بيمار ذات الجنب چنان است كه حتما بايد رگ را بزنى خونى را كه بايد